کودک آزاری یا تربیت؟

طبق تبصره 2 ماده 49 قانون مجازات اسلامی، هر گاه برای تربیت اطفال بزهکار تنبیه بدنی آنان ضرورت پیدا کند، تنبیه باید به میزان و مصلحت باشد.

در کنوانسیون حقوق کودکان نیز (ماده‌ 19) نیز آمده است:
1. کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ تمام‌ اقدامات‌ قانونی‌، اجرایی‌، اجتماعی‌ و آموزشی‌ را در جهت‌ حمایت‌ از کودک‌ در برابر تمام‌ اشکال‌ خشونت‌های‌ جسمی‌ و روحی‌، آسیب‌رسانی‌ یا سوءاستفاده‌، بی‌توجهی‌ یا سهل‌انگاری‌، بدرفتاری‌ یا استثمار منجمله‌ سوءاستفاده‌ جنسی‌ در حینی‌ که‌ کودک‌ تحت‌ مراقبت‌ والدین‌ یا قیم‌ قانونی‌ یا هر شخص‌ دیگری‌ قرار دارد، به‌ عمل‌ خواهند آورد.
2. این‌ گونه‌ اقدامات‌ حمایتی‌ در موارد مقتضی‌ باید شامل‌ اقدامات‌ مؤثر برای‌ ایجاد برنامه‌های‌ اجتماعی‌ در جهت‌ فراهم‌ آوردن‌ حمایتهای‌ لازمه‌ از کودک‌ و کسانی‌ که‌ مسئول‌ مراقبت‌ از وی‌ می‌باشند و نیز حمایت‌ در برابر سایر اشکال‌ محدودیتها و نیز برای‌ پیشگیری‌، شناسایی‌، گزارش‌دهی‌، ارجاع‌، تحقیق‌، درمان‌ و پی‌گیری‌ موارد بدرفتاریهایی‌ که‌ قبلاً ذکر شد و نیز بر حسب‌ مورد پشتیبانی‌ از پیگرد قضائی‌ باشد.

مسائل زیادی هست که بشر امروزی درمورد اونها به یقین نرسیده؛ یکی از اونها بحث تنبیه کودکانه (اعم از بدنی و روحی)؛ اینکه پدر یا مادر یا حتی قیم کودک تا چه حد و مرزی حق داره اون رو تنبیه کنه و در چه مواردی می‌تونه به این حد و مرز برسه و چه حالتی از تربیت فرزند، کودک آزاری محسوب میشه. حتی مراجع و منابع دینی هم در این زمینه شفافیت کافی رو ندارند و تا اونجایی که من می‌دونم فصل الخطابی در این زمینه موجود نیست.

در گزارشی که چند شب پیش از شبکه بی‌بی‌سی پخش شد، آمارهای تکون دهنده‌ای به نقل از مسئول واحد مددکاری حمایت از کودکان نقل شد. یکی از اونها تأکید می‌کرد: " 30 درصد از کودکان یک تا پنج سال در معرض آزارهای جسمی هستند و بیش از 50 درصد والدین ایرانی تنبیه بدنی کودکان را حق خود می‌دانند." با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌شه یه تعریف ساده و قانونی از کودک آزاری به دست آورد: "ماده دوم قانون حمایت از کودکان و نوجوانان (مصوب 1381) در تعریف گونه ای از کودک آزادی میگوید: «هر نوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد، ممنوع است»." پس به راحتی میشه گفت که  یک سوم نسل آینده ایرانی از لطمه‌های روحی شدید ناشی ازفشارهای روانی و عاطفی و جسمی کودکی رنج خواهند برد.

اما سؤال اصلی برای من اینجاست: چه زمانی تنبیه بچه باتوجه به ضربه‌های روحی‌ای که به اون می‌زنه، صلاحه؟ چه وقت میشه که ضرب‌المثل "بچه عزیزه، تربیتش عزیزتر!" مصداق پیدا می‌کنه و با علم به تمام این فشارهای عاطفی و حتی جسمی، باید برای آینده اون، برای کمک به شکل‌گیری شخصیتش، اون رو از امکاناتش محروم کرد، اون رو تنبیه کرد (حتی بدنی!) و یا اینکه اون رو از لحاظ عاطفی تحت تأثیر قرار داد؟!؟!

/ 6 نظر / 18 بازدید
فرهاد

امیدوارم هیچ وقت سمندر جان رو مورد تنبیه قرار نداده و به نحو احسنت از پس تربییتش بر بیاید

نیما

دوست من سلام مطلبت رو خوندم و چیزی برای گفتن ندارم . اینگونه پست ها من رو فقط به فکر فرو می برند و زیاد علاقه ای به نوشتن در موردش ندارم به هر حال جواب نوشته شما رو هم در وبلاگ دادم دوست من شما رو به لینک های وبلاگ اضافه کردم

پرهام

نمی دونمچه کامنتی بذارم فقط اومدم سلامی عرض کنم[گل]

mouse

اشک تو چشمام جمع شد دیگه آدرس بهزیستی رو به هیچ بچه ای نمی دم همون بهتر که تو خیابون آدامس بفروشن

شیما ...

از همه بدتر بچه های بی خانمانی هستند که توی خیابون به مردم التماس میکنند :( و معلوم نیست زیر دست کدوم آدم ظالم و پستی داره رشد می کنه و آسیب می بینه