اضغاث احلام

مدتی است که به محض خوابیدن، خواب‌های آشفته می‌بینم؛ خواب‌های پر از تعقیب و گریز، نگرانی و دلشوره، زد و خورد و چندین و چند حادثه مشابه دیگر. این مورد را به خوابیدن‌های تکه‌تکه ماه رمضان بیفزایید؛ نتیجه‌اش این است که این روزها بیشتر خوابم می‌آید؛ اما به محض بسته شدن چشمها اتفاقات عجیب و غریب شروع می‌شود؛ شب در پی یافتن یک فراری و بعد از سحر در حال مشاهده یک مانور نظامی و قبل از افطار در حال زد و خورد؛ خلاصه اینکه هیچ آسایشی هم از آن خوابیدن عایدمان نمی‌شود و مجدداً خسته و آشفته و خواب‌آلود چشمها را باز می‌کنیم؛ روز از نو، روزی از نو. دلم لک زده برای یک بار خوابیدن و خواب ندیدن، یک خواب پیوسته و بدون دغدغه و استرس.

پی‌نوشت: دلم برای خیلی چیزها لک زده است؛ مثلاً یک وعده آبگوشت با نان بربری و ریحان و ماست و دوغ و باز هم بعد از آن یک خواب سیر در هوای آزاد، زیر سایه درختانی که در اثر وزش باد پاییزی برگهایشان می‌رقصند.

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یلدا

آبگوشت دوست دارم... [نیشخند]

هِرا

مرسی برادر !! [نیشخند] چشم ! راستی این اضغاث یعنی چی؟؟؟؟

دودا و گیسا

یکمم به فکر ما باش من با این عکسی که دیدم چه جوری به خوابم؟ خوب میترسم دیگه![وحشتناک]

مرجان

وای چه شبها و روزای سختی رو می گذرونید!! امیدوارم هر چه زودتر به آرامش گذشته برسید

مرجان

راستی چه عکسای جالبی گذاشتید (دقیقاَ دو حس متضاد )

شکلات تلخ

سلام. من هم برای این پی نوشتت واقعا تنگ شده. این رستوران سوییسی ها بالاتر از میدون فردوسیه . توی یک کوچه باریک . البته از هر کی بپرسی هتل فردیس یا رستوران فردیس قطعا بهت جواب می ده. توصیه می کنم حتما تا سرد نشده بری گرچه زمستون ها هم توی ساختمون قدیمی غذا خوردن حال می ده.

شکلات تلخ

اطلاع دقیق تر : اسم خیابونش شهید موسوی بود . کوچه آرایه. رستوران فردیس

آناهیتا

پس غیر از من بقیه هم مشکل خواب پریشون دارن!

نوشی

ای روزهای خوب که درراهید ای جاده های گمشده درمه ای روزهای سخت ادامه ازپشت لحظه ها به درآیید! ...

حامد باوفا

آقا سمیعی دوست دارممممممممممممم [گل] ( البته ضمن تقدیم احترامات[نگران] )‌ [گل]