ریاکار

آدمهای زیادی رو دور و برم می‌بینم که سعی می‌کنند خودشون نباشند! یعنی میخوان نشون بدن یه جور دیگه هستند و یه جور دیگه فکر می‌کنند و ... ! اگه این دسته رو یه شب تو یه مهمونی یا برای مدت محدودی ببینی، شاید موفق بشن و خود واقعی‌شون رو مخفی کنند؛ ولی اگه بخوان تو جایی مثل محل کار یا دانشگاه که هر روز میآن و هر روز با هم هستن و با هم غذا می‌خورن و ...، ریا کنند و خودشون نباشن، خیلی زود دستشون رو میشه! متأسفانه از این جور آدمها تو جامعه‌مون زیادند!

وقتی صحبت از ریا و ریاکاری میشه، شاید بیشتر به یاد کسانی بیفتیم که با ژست دینمداری روزی خودشون رو به دست میآرن و کاسبی راه انداختند؛ ولی ریا به اشکال مختلف تو جامعه ریشه داره ... مثلاً همکاری داریم که مدعیه اگه هر شب مطالعه نکنه خوابش نمیبره، ولی وقتی صحبت می‌کنه متوجه میشی آخرین کتابی که خونده کتابهای درسی دانشگاهش بوده و از ادبیات کلامی و تته پته کردنهاش می‌فهمی ادای اهل کتاب بودن رو در میآره! این جماعت کم هم نیستند؛ باید کمی دقت کنیم تا دونه دونه‌شون رو ببینیم؛ آدمهایی که خودشون نیستند و نمای بیرونی‌شون جعلیه و با اون چیزی که دورن وجودشونه کاملاً متفاوته! برام چیزی که جالبه اینه که غالب این جماعت ریاکار خنگند! اینقدر از اینها کلمات و کارهای متناقض دیدم و تعجب کردم که قابل شمارش نیست ... امروز یه چیزی میگه ... یه هفته بعد نقضش میکنه .... امروز میگه "اینقدر از این آدمهای بی‌فرهنگی که موقع رانندگی کمربند ایمنی نمی‌بندند بدم میآد!" چند روز بعد در حال رانندگی در جهت عکس یه خیابون یکطرفه می‌بینیش! راستش آدم هم نمی‌دونه باهاشون چه برخوردی کنه ... به روشون بیآره که تو همونی که این رو میگفتی یا اینکه بی‌خیال بشه ... ولی فکر کنم هر چی بیشتر ازشون دور باشیم راحت‌تریم!

/ 11 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آلان

ولی همین که میان جلوی مردم حرفای خوب رو میزنن نشانه اینه که میدونن چهارچوب درست رو... و میفهمن حرف درست رو... درسته که خوب نیست اما اگر این صفت آزاری به دیگری نرسونه بد نیست..نشون میده طرف گرایشی به سوی خوبی ها داره. اما... خیلی جاها این تفکر به جامعه آسیب میرسونه...خاصه آنکه طرف قانون گذار یک مملکت هم باشه.

امیررضا تجویدی

سلام عادل خان مثال کاملا بارزی که یادش افتادم مسعود ده نمکی است!

شکلات تلخ

دارن چوب حراج به پرشین بلاگ می زنن. 1مقاله از وبلاگی به حمایت از پرشین رو در وبم گذاشتم . شما هم همین کارا بکنید تا جلو 100تیکه شدن پرشین بلاگ را بگیریم. برای شروع می تونید از این مقاله که من بخشی از اون روگذاشتم در وبتون انعکاس بدین. هر وب نویس یک خبرنگار هر وب نویس یک گزارشگر

آرش خسرویان

این مسئله یه مدت فکرمو خیلی مشغول کرده بود وقتی تو شروع میکنی اولش فرق خودت و خود ساختگیت مشخصه ولی بعد از یه مدت خودت رو گم میکنی و همیشه نگرانی که خود ساختگیت هم جلوی دیگران آسیب ببینه و این آرامش (چیزی که بیشتر از همه چی دنبالشیم) رو نابود میکنه به هر حال دیدن این تمارض ها و در کنارش تعارض ها آزار دهندس! البته من خودمم کم به این مسئله ی ریا آلوده نشدم سعی میکنم ازش فرار کنم ولی بدجوری می چسبن به آدم

حامد باوفا

عادل جان . چه میدونم - عادل خان - استاد سمیعی . شما که انقدر دید منتقدانه داری چرا هیچ حرفی راجع به علت صحبت نمیکنی ؟!‌منظورم اینه که چرا معمولآ‌ صورت مسئله رو مینویسی ولش میکنی ؟!‌هوم ؟

nazi

الان دیگه زیاد شده.سخت میشه باور کرد کسی خودشه...

mouse

تظاهر به علامه دهر بودن یکی از ویژگیهای ما ایرانی هاست اینقدر کیف داره خنکشون کنی و به روشون بیاری.البته میشه از چاشنی طنز استفاده کرد تا خصومتی پیش نیاد

مهدخت

سلام . می بخشید که دیر جواب می دم . چند روزی در شهر شما بودم و به اینترنت دسترسی نداشتم . در مورد سوالتون این سایتو پیدا کردم http://www.thaimassage.ir/ . البته من یک کتاب هم خریدم که آموزش میده شاید اگه فرصتی شد نوشتم در موردش .

راهبه

سلام این مسئله ماسکهایی گه ما تو اجتماع بر چهره می زنیم یک پیشینه تاریخی عمیق تو فرهنگ ما داره!!...که هیچ وقت نقص ها و یا کمبودها ویا ندانستن های خودمان را بیان نکردیم..همواره بیان کردن این مشکلات قبیح شمرده شده!!...خب این منجر به ایجاد دروغ وریا در جامعه میشه!!...حالا در سطح اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی وحتی فرهنگی!!..همواره یک پز روشنفکر ماّبانه ولو به دروغ در جامعه ما مورد تشویق قرار گرفته!!!

شیما ...

متاسفانه به خاطر رواج این مساله فرهنگ جامعه ما هم داره تغییر می کنه و شارلاتانی و پدر سوختگی داره هنر و هنرمندی میشه [ناراحت] ماها به بچه هامون یاد نمیدیم خودشون باشن بلکه یاد میدیم چطور توی هر محیطی تغییر شخصیت بدن