سرمایه گذاری یا کلاهبرداری

وقتی سوار تاکسی شدم، صدای مسافران صندلی عقب توجهم را به خود جلب کرد. صداها آشنا نبودند، اما جملات را شنیده بودم، جملات تکراری، به ظاهر فریبنده و البته پشت پرده آن دروغ ...صدای مردانه‌ای می‌گفت: "اون آقا مهدی رو که دیدید دم اتاق نشسته بود، 23 سالشه، 52 کیلوگرم وزن داره، از سرمایه‌گذاری تو این شرکت ماهی 120 میلیون سود می‌گیره. امروز بنز داره، فردا میفروشه، بی‌ام‌و میخره ..." ؛ "من خیلی بدشانس بودم که 3 سال پیش با این شرکت آشنا نشدم، وگرنه من هم مثل اون الآن خیلی وضعم خوب بود." دو خانم هم مخاطبش بودند، یکی از آن دو گفت: "این آقا مهدی زن نمیخواد؟ " "داره ازدواج می‌کنه. نامزد داره." "نمیشه نامزدیشون رو به هم زد؟" هر دو خانم با هم خندیدند. "اگر از این کار دنبال پولید، من همین گوشه کنارها، پیاده شم!!! ".... دیگر نتوانستم تحمل کنم. سعی کردم خودم را به صحبت با دوستم مشغول کنم تا جملات مشمئزکننده رد و بدل شده را نشنوم. باقی صحبت‌ها هم حکایت از عضویت آقا در یک شبکه سرمایه‌گذاری هرمی و تلاش او برای عضو نمودن دو خانم در شرکت داشت.

رشد الگوهای کسب درآمد هرمی در کشوری مثل ایران زیاد هم دور از انتظار نبود. این رشد حکایت از آن داشت که افراد زیادی هستند که دوست دارند یک شبکه ره صد ساله را طی کنند و این طی طریق به هر قیمتی می‌تواند باشد. خیلی از افراد جامعه ما نیز، به اصطلاح اعضاء این گروه‌ها، پرزنت شده‌اند و چنین جملاتی را  به دفعات شنیده‌اند. دوست ندارم از حفره‌های چنین نظام‌های سرمایه‌گذاری (و البته به نظر من کلاهبرداری) بنویسم که برای خیلی از شما این حفره‌ها آشکار است. برای مثال در گلدکوئست به ازای هر 1 نفری که سود می‌کند و پرداخت اولیه‌اش را به دست می‌آورد، 15 نفر متضرر می‌شوند و هر یکی از این 15 نفر بایستی برای کسب پول اولیه خود 15 نفر دیگر را طعمه قرار دهند. بیشتر از این نظام‌ها آدمهایی که وارد چنین سیستمهایی می‌شوند قابل بررسی و روانکاوی هستند و ریشه‌های اجتماعی رشد چنین پدیده‌هایی را باید در آنها جستجو کرد. فردی که می‌خواهد با سرمایه‌گذاری 1 یا 2 میلیون تومان پول و استفاده از قوه حرّافی خود، در مدت یکسال به درآمد ماهی 120 میلیون تومان برسد و افسوس خود را از ورود دیرهنگام به این شرکت، پنهان نمی‌کند، چه پس‌زمینه ذهنی نسبت به چنین درآمدی داشته است که بتواند برای هزینه آن برنامه‌ریزی درستی بکند و آیا نپیمودن متوالی پله‌های زندگی و چندین و چند پله را یکی نمودن، برای زندگی او مثمرثمر خواهد بود؟ حقیقت امر آن است که برای این سؤال پاسخ صحیحی ندارم؛ این جملات را استفهام انکاری تلقی نکنید. واقعاً دوست دارم به جای دستگیری و بازداشت سردسته‌های این شبکه‌های هرمی، مجموعه‌ای از سرگذشت آنها تهیه شود که چنین شیوه کسب درآمدی چه بازخوردی در زندگی‌شان داشته است؟ نکته عجیب‌تر در صحبت‌هایی که شنیدم این بود که آقای پرزنت‌کننده! معتقد بود برای وارد شدن به این کار نباید دنبال پول باشید و اگر به فکر دستآوردهای مالی از این مجموعه هستید، از ورود به آن منصرف شوید! این در حالی بود که تمامی جملات ترغیب‌کننده او بر محور درآمد افراد بالادست، ماشین آنها و یا عروسی زودهنگام آنها بیان می‌شد. سؤال اینجاست: غیر از کسب درآمد با چه هدفی می‌توان به چنین سیستمهایی وارد شد!؟ امیدوارم کسی از اعضای این گروه‌ها این سطور را بخواند تا جوابی برای سؤالات بی‌پاسخ من یافت شود. اما " ... یافت می‌نشود گشته‌ایم ما ... "

پی‌نوشت: امشب، شنبه، ساعت 9 و 45 دقیقه فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی از شبکه اول سیما پخش خواهد شد.

/ 25 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

عمو عادل سلام!‌ می دونم که به مطلبی که نوشتی بی ربطه!‌اما به یکی از نوشته های قبلیت با ربط بود!‌ جالب بود که من وقتی از در سینما اومدم بیرون یادم افتاد که به تو قول دادم که بعدا که فیلم رو دیدم نظرم رو بنویسم!‌ منظورم فیلم سوپراستار بود که روز جمعه 8 خرداد تازه یخ من برای سینما رفتن توی سال 88 باز شد و رفتم سینما و اون هم سوپراستار! خیلی حتی یادم نیست نظر تو در مورد کل فیلم مثبت بود یا نه! الان هم نمی خونم تا نظر خودم خالص دربیاد! نکته جالب فیلم بازی وحشتناک عالی و بی نقص شهاب حسینی توی فیلم بود که به حق سیمرغ گرفت! این بشر بدجور هنرپیشه است! چهره هم که داره! حیف که توی هالیوود نیست! و الا خیلی عالی هست. دست کم بازیش توی این فیلم! من کارهای تهمینه میلانی رو دوست دارم و "دو زن" رو حتی از "اتش بس" هم بیشتر. چون بدجوری اجتماعی بود و روی من خیلی تاثیر داشت. شخصیت زن باهوش شهرستانی که به خاطر فرهنگ اجتماعی از درس خوندن جا مونده بود... فیلم سوپر استار اگرچه دور شخصیت یک سوپراستار مرد می گشت. اما تمام اطرافیان اون زن بودند! و این دوباره پرداختن به مقوله زن در اجتماع بود! چه زن به عن

شکلات تلخ

ممنون از لطفت. من البته در جایگاه نظر دادن نیستم اما هر زمان نکته ای به ذهنم برسه مطمئن باش در مغزم حبس نمی کنم[چشمک]

نرگس

این مشکل تمام کشورهایی است که اقتصادشان بیمار است. البته اقتصاد ایران به نظرم دیگر روی تخت بیمارستان در حال مرگ است و امیدی به آن نیست. فیلم میرحسین را دیدم. می دانم که شما هم دیدید. خیلی متأسف شدم که جوان ها از این آدم دفاع می کنند. البته از فیلمی که مجیدی بسازد بیش از این انتظار نمی رود. تفاوت این فیلم با فیلم احمدی نژاد این بود که بهجای احمدی نژاد شما موسوی رادیدید.

سمیه

سریال خانه سبز یادش به خیر! سبز سبزم ریشه دارمی که واسه امید یگانه نوشتی،منو برد به اون زمونا!

مریم

الان که متن رو دیدم فهمیدم کلی مطالب نیومده!‌ کلی در مرود زنهای داستان حرف نوشته بودم!‌ نوشته بودم از نقش مادر که کارهای بد پسرش رو ماستمالی می کنه! یا زنی که کمبودهای عاطفی و حس جاه طلبیشو با عشق به سوپراستار جبران می کنه! یا زن جوونی که همسرش رو به خاطر سوپر استاری که جلوی چشمش با یکی دیگه می گرده ول کرده و هنوز هم التماس می کنه یا ... خلاصه زنهای فیلم در برابر سوپراستار نقش های غم انگیزی دارند. زنهایی که مسخ شده اند! زنهایی که نقش زن بودنشان اسفناک هست! و این همون جایی که دوباره دغدغه تهمینه میلانی برای زن در اجتماع دوباره ظهور می کنه

امیررضا تجویدی

جالب بود.همین! بابا من شعورم قد نمیدهد به سیاست آخر!همین کامنتی هم که میگذارم به دلیل ارادتم به شماست عادل جان!وگرنه من در حدی نیستم که راجع به این مسائل نظر دهم! البته جناب موسوی اگر بیایند حد اقلش اینست که سطح فرهنگ ما را اعتلا میدهند!

مریم

خوشحالم که اینگونه ست عادل جان! امیدوارم بشود آنچه می خواهیم[گل]

ساناز

سلام چند با اومدم نظر بدم اصلا وب لاگت باز نشده اما خدا رو شکر الان باز شد...حق با شماست با نظری که برام گذاشتی موافقم .. موفق باشی[چشمک]

مهدخت

به گفته کارشناسها این مسائل فقط مختص کشورهای جهان سوم است که زندگیشون بر پایه شانس می گذره .