نامه‌ای به سردبیر مجله دنیای تصویر

 

جناب آقای معلم

سردبیر محترم مجله دنیای تصویر

سلام؛

پس از خواندن آخرین شماره مجله دنیای تصویر (به گمانم آبان‌ماه) بر آن شدم تا انتقادهایی را که در مورد آن شماره به نظرم رسید، به شما منتقل نمایم؛ هر چند که مطالب این نوشته به یادداشت سردبیر همان شماره آن مجله، بسیار نزدیک و با آن همگراست. در آن یادداشت، جنابعالی مرقوم فرموده‌اید " ادب، آداب دارد." و با مخاطب قرار دادن برخی بخشهای خبری صدا و سیما گوشزد می‌نمایید که "استاد دانشگاه، استاد دانشگاه است." و حذف القاب و خانم و آقایان پیش از اسامی (اضافه می‌کنم آن هم در فرهنگ ما) نه نشانه صمیمیت که حکایت از عدم رعایت ادب دارد. خواندن آن یادداشت من را بسیار ذوق زده کرد؛ گویا حرف دلم را از قلم دیگری می‌دیدم و احساس هم‌رأیی و هم‌نظری با جنابعالی می‌نمودم. اما وقتی چند صفحه جلوتر در مطلب 70 شخصیت برتر سینمای ایران، استفاده نویسنده از برخی عبارات و شیوه نگارش را دیدم، متحیر شدم؛ متحیر شدم که چگونه آن سردبیر محترم با چنان نظرات و طرز فکری، اجازه چاپ چنین مطلبی را داده است؟!

آقای معلم، بدیهی است که فرهنگ نوشتاری و گفتاری در عین قرابت، دارای تفاوتهای بسیاری هستند و استفاده نابه‌جای هر یک در جای دیگری، ناسازگار و نامأنوس است؛به نظر اینجانب  این مطلب در مورد رسانه‌ها و نشریات و با توجه به مخاطبان پرشمارتر آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است. اما پس از خواندن آن نوشته سؤالاتی اساسی در ذهنم شکل گرفت؛ چگونه است که از نظر جنابعالی، استفاده از عباراتی چون "خل و چل" و "خدا وکیلی" ایرادی نداشته و اجازه نشر دارند؟! آیا شما به عنوان سردبیر یکی از قدیمی‌ترین نشریات سینمایی در گسترش چنین فرهنگی اشکالی متصور نمی‌باشید؟!

البته تا بدین‌جا تنها شیوه استفاده از لغات و عبارات نوشته اشاره شده مورد نقد قرار گرفت؛ اگر عمیق‌تر و کلی‌تر بنگریم این نوشته دارای اشکالات اساسی‌تری نیز می‌باشد. استفاده مکرر از صفات تفضیلی ("خل و چل‌ترین" ، "عاشق‌ترین" ، "ناکام‌ترین" ، "مهربان‌ترین" و ... ترین)، قطعیت عجیب موجود در نوشته و عدم استفاده از جملات و عباراتی که برسلیقه‌ای بودن نوشته تأکید کند، برخی انتخاب‌های عجیب و دور از ذهن، همه و همه حکایت از عدم دقّت در چاپ و انتشار این مطلب دارد.

به نظر نگارنده، برای چنین مطالبی کلی و مبتنی بر سلیقه، نظرسنجی و استفاده از نظرات منتقدان گوناگون، می‌تواند به نوشته‌ای جامع‌تر و عمومی‌تر منجر شود؛ چرا که هیچ گاه هیچ نویسنده‌ای و تحت هیچ شرایط و قابلیتی نمی‌تواند شخصیتی را"عاشق‌ترین" شخصیت سینمای ایران اطلاق نماید.

امیدوارم این نوشته در راستای اهداف آن نشریه وزین به کار آمده و قدمی هر چند کوچک در پیشبرد آنها برداشته شود.

/ 0 نظر / 6 بازدید