قسم حضرت عباس یا دم خروس؟

پیش‌نوشت: به نظر من، شرکت در انتخابات یک فعالیت اجتماعی است و نه سیاسی. به همین دلیل هم، دیگران را به استفاده از این حق ساده ترغیب می‌کنم.

1- این روزها بیشتر برنامه‌های صدا و سیمای وطنی، و همچنین شبکه‌های ماهواره‌ای همچون بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا به انتخابات 22 خرداد ایران می‌پردازند. به دلیل مشغله‌های فکری، زمان کمتری را صرف دیدن این برنامه‌ها می‌نمایم؛ اما روز پنجشنبه که حسب اتفاق تکرار برنامه شب گذشته صدای آمریکا را می‌دیدم، خشم سراسر وجودم را فرا گرفت. تلویزیونی که داعیه آزادی بیان را دارد و بارها و بارها از طریق گویندگان و حتی زیرنویس اعلام می‌دارد که اظهار نظرات مهمانان برنامه‌ها کاملاً شخصی است و موضع آن تلویزیون نمی‌باشد، تحمل شنیدن صدای مخالف (حتی اگر مهمان برنامه باشد و به دعوت مسئولان آن تلویزیون در برنامه شرکت کرده‌اند.) را ندارد. آقای جمشید چالنگی که تحلیلها و گفته‌هایش حکایت از بیگانگی با واقعیت روز جامعه ایران دارد، تماماً سعی در تشویق مخاطبان برنامه به عدم شرکت در انتخابات را داشت و هر اشاره مهمانان برنامه را مبنی بر لزوم شرکت در انتخابات و آسیب‌های تحریم را با تفسیرهای خویش وارونه جلوه می‌داد و یا اینکه کلام آنها را قطع می‌کرد تا مبادا تبلیغی برای شرکت در انتخابات از آن برنامه صورت پذیرد. در این مواقع است که باید به این آقایانی که کنار گود نشسته‌اند، متذکر شد که شما در یک تلویزیون نمی‌توانید صدای مخالف را بشنوید، به ساده‌لوحانه‌ترین شکل ممکن قصد القا اهداف خود و حامیانتان را به مخاطبین دارید، اما مدام از دموکراسی، آزادی بیان، جامعه آزاد و ... سخن می‌رانید. حال مانده‌ایم که کدام را باور کنیم: قسم حضرت عباس یا دم خروس؟

2- بهمن ماه و اسفند ماه گذشته مجموعه مطالبی را تحت عنوان بی‌پناه می‌نوشتم که به دلایلی از نوشتن ادامه آن صرف‌نظر کردم. یکی از آن دلایل هم اطلاعات جدیدی بود که از زندگی بیتا (اسم مستعار) به دست آوردم که من را شوکه نمود. صرفاً برای آنکه قصه را نیمه رها ننمایم، اشاره‌ای به سرگذشت او پس از طلاق می‌کنم. بیتا پس از طلاق با مخالفت نامادری‌اش به خانه پدر نرفت و هر هفته را در خانه یکی از بستگان، به سر می‌برد.  روزهای سختی را می‌گذراند و از نظر روحی اوضاع بسیار نابه‌سامانی داشت. در پی ترغیب مادر، تمام تلاشش را برای اخذ ویزا و مهاجرت از ایران به کار برد. حتی به فکر فروش کلیه‌اش افتاد تا هزینه‌های اخذ ویزا را فراهم کند. بالاخره هم تلاشهایش به ثمر نشست و با کمک برخی از بستگانش (به جز پدر) 7-8 میلیون هزینه مربوط به ویزا و بلیت را تهیه نمود و بالاخره حدود 20 روز پیش ایران را به قصد سوییس ترک نمود. هم‌اکنون نیز نزد مادر و ناپدری مهربانش زندگی می‌کند و مراحل اخذ اقامت را طی می‌نماید.

پی‌نوشت1: حقیقت آن است که از برخی از نظرات دوستان متوجه شدم که برداشت بسیاری از آنها از این مجموعه با آنچه در ذهنم می‌گذشت تفاوت بسیاری داشت. اصلاً دوست نداشتم که این مجموعه یک قضاوت یک طرفه باشد و مجید (همسر بیتا) محکوم آن. بلکه صرفاً دلم می‌خواست روایتی باشد از تصمیم‌های غلط انسان‌ها و اثرات نبود حمایت‌های مادی و روانی در زندگی آن‌ها ... اما بازخورد آن نوشته این نبود و فهمیدم قلمم خیلی ناتوان‌تر از آن است که بتواند قضاوت را به مخاطبش بسپارد.

پی‌نوشت2: Facebook هم فیلتر شد...همین!

/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تخته خاکستری

چه قدر دوست داشتم که مستندی در باره ی خانم بیتا می ساختم و البته نمی گویم حیف که رفت... صد حیف که فیس بوک را بی دلیل ف ی ل ت ر کردند!

شادی

این جور برنامه ها فقط شعار میدن و ارزشی برای دیدن ندارن. راستش گاهی احساس میکنم که به شعور آدم بدجور اهانت میکنن. والا من هم نه دیگه قسم حضرت عباس رو باور دارم نه دم خروس رو/ متاسفم که فیس بوک فیل تر شد!

مینا

موافقم! ما پیروز میشیم :)

باراني

سلام عادل عزيز [گل] خوشبختانه من زياد تلويزيون نگاه نمي‌کنم... فقط فيلم‌هايي که دوست دارم به خاطر همين احساس مي‌کنم اعصابم راحته... [مغرور]

باراني

اميدوارم خانوم "بيتا" هرجايي که هستن موفق باشن [لبخند][گل][گل][گل]

رزا

سلام عادل جان...[لبخند] واقعاَ اگه این اتفاقات برای آدم نیفته آدم خیلی چیزها را هیچ وقت نه می فهمه و نه درک می کنه! من که خیلی خوشحالم که حداقل توی این اتفاقات بد و سخت می تونم تجربه هایی گران بها برای خودم جمع کنم. من هم از فلیتر شدن face book خیلی ناراحتم. [ناراحت]

باراني

با فيلتر شکن باز مي‌شه [نیشخند][چشمک]

امیرعلی سمیعی

عادل جان با فیلتر شدن فیس بوک نمیدونم که میخواهند چه مشکلی را حل کنند ولی با فیلتر شدن فیس بوک ارتباط من و تو کم تر شد اما آنلاین باش که لااقل چت کنیم ولی بعد امتحانات چون من دارم[خرخون] میکنم[خداحافظ]

راهبه

میگن اسرائیل هم FaceBook روفیلتر کرده!!!!...راست و دروغش با همون منبع آگاه!!!

ارواح خبیثه

سلام من یه سوال بی ربط داشتم اصلا این نشانگر موس به شخصیتت نمی آید چرا اینو گذاشتی این نشام بیشتر به یک دختر لوس مسخره می آید که توی وبلاگش چرت و ژرت می نویسه نه به تو