مردم!

دیگه وقتشه یه چیزهایی رو بفهمم. دیگه وقتشه باور کنم و زیادی خلاف جریان آب حرکت نکنم؛ ... آره! باید باور کنم، بهتر بگم باید باور کنیم که منظور از مردم در کشور ما، من و خیلی از شماها نیستیم. مردم کسانی هستند که دیدن سریال "زن بابا" را به پخش مستقیم فوتبال "منچستر یونایند - بایرن مونیخ" ترجیح میدن؛ مردم اونهایی هستند که یک دقیقه از سریال جومونگ رو از دست نمیدن و برنامه‌هاشون رو با اون تنظیم می‌کنند؛ نه منی که تحمل دیدن حتی یک دقیقه اون رو ندارم و نداشتم. مردم اونهایی هستند که برای دیدن "اخراجی‌های2" ساعتها تو صف وایستادن و بعد از کلی صرف وقت این مجموعه مشمئزکننده (که حتی نمیشه بهش فیلم گفت) رو دیدن و حتی تو عید برای بارهای دوم و چندم به تماشای اون نشستن! نه منی که بعد از دیدن چند دقیقه فیلم، اون هم به اجبار حضور در یه مهمونی، نتونستم باقی اون رو ببینم! مردم اونهایی هستن که فیلم سانسورشده "دعوت" رو از تلویزیون می‌بینن و از توهین به شخصیت و شعورشون اصلاً ناراحت نمیشن؛ حتی حاضر نیستن فکر کنند که چه ارتباطی بین نمایش تکه‌های به هم چسبیده شده‌ی "دعوت" از تلویزیون و اکران "به رنگ ارغوان" از سینماست! حتی از خودشون نمی‌پرسند که "به رنگ ارغوان" چرا بعد از چهار سال خاک خوردن در انبارها ناگهان به فیلم تحسین شده‌ای تبدیل شده و چنین برای تبلیغ اون سنگ تموم میذارند! دیگه باید باور کنیم مردم یعنی بینندگان سریالهای "چار دیواری" و "دارا و ندار" و "زن بابا" و فیلمهای "شارلاتان" و "چارچنگولی" و "چشمک" و ... ! همونهایی که وقتی از روی تصادف وارد سالن سینمای نمایش دهنده فیلم قابل اعتنایی میشن، موبایلشون رو جواب میدن و برای اتفاقات فیلم سوت و کف میزنن و چیپس و پاپ کورن و .. می‌خورن و با اعصاب ما بازی می‌کنن! ما انتظارمون از جامعه‌مون الکی بالاست ...

پی‌نوشت1: از نمایش تنها یک نیمه از بازی "منچستر یونایتد - بایرن مونیخ" اون هم به دلیل احترام به بینندگان سریال "زن بابا" (عبارتی که گزارشگر بازی در ابتدا گفت!) به شدت عصبانیم!

پی‌نوشت2: "به رنگ ارغوان" و "تسویه حساب" رو هم دیدیم؛ "به رنگ ارغوان" دیدنی است، اما در مورد "تسویه حساب" ... بهتر بگم با یه کاریکاتور طرفیم؛ جامعه‌ای تک بعدی و اغراق شده که تنها مرد سالم آن محمد نیک‌بین، همسر خانم میلانی است!

/ 24 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
و. عادل

از خود راضی!!

حسن

سلام سال نوتون مبارک و اینها! بسیار خوشحالم که وبلاگتان را دوباره دارید کم کم جدی می گیرید و پس از مدتها باز رفتید سراغ موضوعات جدی تر. واقعا تناقض بزرگی است. از طرفی باید به نهادهای مسئول حق داد که مطابق نظر و سلیقه مردم رفتار کنند. ( حالا کاری ندارم که مطابق نظر و سلیقه ی کی عمل می کنند، دارم کلی می گویم). از طرف دیگر می بینیم و مطمئنیم که مردم اشتباه می کنند، یا کج سلیقه اند، یا... (به قول خودتان تبصره: بدتر از همه اینهایی که گفتید برای من سریال حضرت یوسف بود!)

حسن

وقتی رأی اکثریت در همه جزءجزء زندگی برایمان "حجت" است و وقتی "میزان" را رأی ملت می دانیم و اینجور چیزها ، چطور می توانیم این حق را برای خودمان قائل شویم که "مردم" را تربیت کنیم یا سطح "فرهنگ" شان را بالا ببریم و یا حتی برایشان تأسف بخوریم؟!... نمی دانم اولین بار چه کسی این بار ارزشی سنگین رو بار واژه عجیب و غریب "مردم" کرد...

حسن

چیزهایی که بدیهی می پنداریم، خیلی وقت ها بدیهی نیستند. اینکه صدا و سیما باید سطح فرهنگ عمومی جامعه رو بالا ببرد در نظر اول خیلی منطقی و طبیعی به نظر می رسد اما وقتی دقیق تر می شوی می بینی خب بر اساس چه معیاری باید این کار رو بکند؟ اونهایی که ساعتها برای اخراجی ها توی صف می ایستند هم ممکن است فکر کنند سطح درک و فرهنگ شما پایین است که چنین شاهکاری را نمی فهمید ! خب تکلیف صدا و سیما یا هر نهاد دیگری چیست؟! طبیعیه که هر کس بر اساس سلیقه و نظر خودش زندگی می کنه اما بسیاری جاها نمی شود. در قریب به اتفاق مسائل اجتماعی نمی شود.

حسن

مثل همین حجاب که گفتید. ظاهر ماجرا این است که اگر حجاب در مملکت آزاد بشود، آن وقت مشکل حل می شود و هر کس می تواند و آزاد است بر اساس نظر خودش عمل کند؛ اما وقتی دقیق تر می شوی می بینی واقعا آن وقت آیا کسی که می خواهد به نامحرم نگاه نکند ( نظرش است دیگر) آیا او هم آزاد است؟! چاره ای نیست باید یکی را برای تمام جامعه انتخاب کرد: آزاد بودن یا اجباری بودن حجاب. راه حلی که قبل از هر چیز به ذهن شما می رسد، لابد این خواهد بود که: ببینیم " اکثریت! " چه می خواهند. آن وقت من خواهم پرسید شما که رأی اکثریت را فقط در مسائل سیاسی میزان می دانستید. چه شد؟ و اگر منظورتان از "مسائل سیاسی" همان تعبیر "قریب به اتفاق مسائل اجتماعی" من باشد، آن وقت سوال اول من دوباره گریبانگیر می شود که: مگر نمی بینیم و نمی گوییم که اکثریت اشتباه می کنند؟

unknown

سلام نظرتون قابل احترامه اما : باید بگم مردم اخراجی ها رو دوس دارن چون تفریح کمه و دنبال بهانه ای برای خندیدن می گردن. سریال هارو نگاه می کنن ،شاید واسه چند لحظه هم که شده دردهاشونو فراموش کننو باز کمی بخندن! دعوت رو از تلویزیون نگاه می کنن چون دیدنش (حتی با وجود سانسور) بهتر از ندیدنشه... آقا عادل مشکلات ما اساسی تر از این حرفاست...مشکل چیز دیگه ایه تقصیر مردم نیست

بهاره

عادل جان اگه مردم ما واقعا شعور و فهم درست حسابي داشتند كه الان مملكت ما اينطوري نبود كه همه فكر و ذكر ما رفتن ازش باشه مردم ما به همين اخراجي ها و درارا و ندارا ها قانعند !!! واي به حال ما .....

unknown

من که زیاد نمی دونم چه جوری باید این مملکتو درست کرد اما یه استادی داریم که می گفت میشه،به دست خود ما اما مطمئنا به این راحتیا نیست ،خیلی طول میکشه و باید صبور بود... استادمون از این ناراحت بود که چرا توی جنوب روستاهایی هست که با وجود اینکه زیر پاهاشون نفت هست، آب ندارن و فقر بیداد میکنه...

یکی مثل من

بحث جالبی بود .. خیلی باهات موافقم .. و خبلی هم نا امیدم .. عمرا تا 100 سال دیگه هم این مسائل درست نمیشه .. فرهنگ تو کشور ما بی معنیه !.. تو هر زمینه ای !