طلاق

یکی از دوستان وبلاگی، پس از 10-12 سال زندگی مشترک از همسرش جدا شده؛ از این زندگی غیر از کلی خاطره تلخ و شیرین، دو پسر دوقلو 7 ساله به جا مانده؛ چند وقتی می‌شه که این دوست عزیز در وبلاگش این قضیه رو بیان کرده و البته با واکنش‌های عجیب و غریب خواننده‌های وبلاگش مواجه شده! خیلی از این دوستان معتقدند که جدایی این خانم تأثیر بسیار بدی بر آینده فرزندانش خواهد داشت؛ برخی حتی پیشتر رفته‌اند و با دشنام و نفرین او رو از فرجام تصمیمش ترسونده‌اند؛ ... خلاصه اونقدر نظرات عجیب و غریب در این زمینه داده‌اند که حتی قابل دسته‌بندی نیست و هر کدوم برای خودشون دنیاییه! دنیایی از تفکرات و توهمات و تابوهای عجیب و غریب که خیلی‌هاش غیرانسانی هم هست! تفکری که بمون و بساز و بشور و بپوش و بخر و بیار و هیچی نگو! فکر می‌کنم خیلی از ریشه این تفکرات در اینجاست که تفکر سنتی اصرار داره که :"طلاق اتفاق خیلی بدیه! بچه‌های طلاق هم آینده مبهمی دارند! زنان و مردان بعد از طلاق هم روی خوشی نمی‌بینند!" اما این سؤالها بی‌جوابه که "اگه طلاق بده، پس چرا اصلاً وجود داره؟ ، "حالا که وجود داره، پس در چه مواقعی به درد می‌خوره؟" ، "اگه زندگی با یکی از پدر یا مادر، و از دست دادن یکی از آنها به واسطه طلاق، آینده بچه رو خراب می‌کنه، چرا روی دیگه سکه رو نمی‌بینید که زندگی همین بچه‌ها در یه شرایط بحرانی، همراه با پدر و مادری که با هم توافق ندارند، همدیگه رو دوست ندارند، بیشتر زمانشون رو در حال دعوا و مشاجره‌اند، و ... تأثیر بسیار منفی بر روح و روانشون میگذاره و اونها رو عصبی، افسرده یا ... میکنه!؟!؟" ، "اصلاً فرض که طلاق برای بچه‌ها مثبت نباشه؛ خود شخص پدر یا مادر چی؟!؟ اونها حق زندگی کردن ندارند؟!؟ اونها نباید آرامش نداشته‌شون رو طلب کنند؟!؟!" ... قصه درازه؛ قصه توهمات و خط قرمزهای جامعه سنتی‌مون که همه‌ش ما رو نهی کردند و برامون چارچوب گذاشتند و خط کشیدند و حصرمون کردند که این بده و اون خوبه ... بی‌دلیل، بدون استدلال ... بدتر اینکه خیلی از نسل جدید هم از نواندیشی و دگراندیشی فرار می‌کنند و همون تفکرات قدیمی رو دنبال می‌کنند؛ ... یاد بچگی‌هام میفتم؛ چقدر تو اون مدرسه‌های خراب‌شده مزخرف تو مغزمون کردند؛ جنس و ریشه اون حرفهای پوچ هم مثل این تفکراتیه که این چنین بر یک زن طلاق گرفته می‌تازند و اون رو خودخواه و ... می‌بینند. فقط امیدوارم که هر روز و هر روز، کمتر و کمتر به حرفهای مردم بها بدیم ... چون ریشه خیلی از این حرفها تفکرات پوچ و خرافاته!

/ 10 نظر / 26 بازدید
شکلات تلخ

به وبلاگش رفتم . خوندم . نظر دادم. من نسبت به این موضوع ها بسیار حساسم[چشمک]

امیررضا تجویدی

سلام عادل خان من نمیدونم ما ایرانیا کی یاد میگیریم تو زندگی همدیگه سرک نکشیم!

راهبه

سلام من نظرم اینه که : اشتباه نکن ولی اگر اشتباه کردی با اصرار بر اون بدترش نکن!!!...راه غلط رو نباید تا ته رفت!!1.....مردم و دخالتهای ما ایرانی ها هم که ....!!!!

شیما ...

تعجب می کنم از خانمها و دخترها که این حرفها رو زدند !!!!!! اگه یه مرد حرفی میزد می گفتم درک نمی کنه اما :بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا می شکند ممنون آقا عادل از حمایتت ، آدم احساس می کنه هنوز مرد وجود داره [گل]

cheghadr moojez gofti, aksar comments tokhmatique bood taravoshat maghzaye shepesh zade va tar ankaboot baste majbooresh kardand ke aksesho az wall webesh bardare moteasefane ziyad ham hastan maghzashoon yek fumigation hesabi lazem dare

اصغر

فکر کنم خود شما هم گهگاهی به طلاق فکر می کنی اگر چه اکثرا تظاهر می کنی که از زندگیت با همسرت خیلی راضی هستی، به نظرم تا حدی هم خسته شدی

هیوا

سلام منم رفتم وبلاگ رو خوندم! واقعا نمی دونم چرا انقدر بد نوشتن! البته من خودم هر وقت به این موضوع فک میکنم می مونم که واقعا کدوم بهتره! اینکه بچه ها توی یه فضای مسموم و وحشتناک و با پدر و مادری افسرده و ناراضی زندگی کنن بهتره یا بددون حضور یکیشون!! به نظر خودم دومیش بهتره به شرطی که هر دو شعور طلاق رو داشته باشن! اما خوب بعضی وقتها هم شک می کنم! ولی هیچکی حق نداره تصمیم دیگران رو اینطوری زیر سوال ببره و قضاوت کنه! دعا می کنم شاد و خوشحال زندگی کنه بیتا. کسی که شجاعت این رو داشته که سهمش رو از زندگی بگیره! البته امیدوارم بذارنش!

حسین

هیوا منظورت از بذارنش چیه؟

شیما ...

جالب اونجاست که سازمان صدا و سیما اعلام می کنه این سریال 85% رضایتمندی داشته !!!! نمی دونم این آمار رو از کجا در میارن