آبی و قرمز

لیگ برتر فوتبال هم به پایان رسید و برخلاف سال گذشته این آبی‌پوشان پایتخت بودند که توانستند سربلند لیگ را به پایان برسانند و دل طرفداران خود را شاد کنند. پرسپولیسی‌ها هم برخلاف تیم شاداب پارسال با حالتی مغموم و مهجور فصل را به پایان رساندند. اما نکته‌ای که ذهن من را به عنوان یک طرفدار پر و پا قرص فوتبال به خود مشغول نموده است، طرفداری از استقلال و پرسپولیس و تعصب به پیراهن آبی و قرمز است. چه عاملی سبب شده است که میلیونها نفر هواخواه یکی از این دو تیم شوند، و معیار انتخاب یکی از این دو تیم برای آنها چه بوده است؟ به راستی برای این سؤال پاسخ واضح و روشنی نیافته‌ام جز اینکه طرفداران هر یک از دو تیم، از روی عادت و بدون هیچ خط مشی مشخصی به یکی از این دو تیم تمایل پیدا نموده‌اند؛ چرا که هیچ اصالتی در روش بازی، شیوه مدیریت، معیار انتخاب و خرید بازیکن و سایر عوامل تشکیل‌دهنده تیم، در هیچ یک از این دو باشگاه‌ها (و اکثریت قریب به اتفاق باشگاه‌های ایران) دیده نمی‌شود. منظور از اصالت را می‌توان در باشگاه منچستر یونایتد مشاهده کرد. با آنکه در 10 سال اخیر، بازیکنان تیم، بخشی از کادر فنی و حتی مالکین آن تغییر کرده‌اند، اما شکل بازی تیم و سیاست‌های خرید بازیکن باشگاه حفظ شده است؛ ثباتی که حتی در حفظ سرمربی آن نیز به چشم می‌خورد. مشابه آن را می‌توان در خیلی از باشگاه‌های بزرگ دنیا دید. بارسلونا نسبت به سال گذشته، گواردیولا را به عنوان سرمربی جایگزین رایکارد نمود، ولی جنس بازی شناور تیم تفاوت چشمگیری نداشته است. آرسنال، لیورپول، رئال مادرید، یوونتوس و خیلی تیم‌های دیگر اروپایی نمونه‌هایی از ثبات و حفظ شخصیت فوتبالی یک باشگاه هستند که براساس همین معیار است که فوتبال‌دوستان تیم مورد علاقه خود را انتخاب می‌کنند و از آن حمایت می‌کنند. البته نمونه دیگری از حمایت و طرفداری از یک باشگاه، آن است که اهالی یک شهر، برای تشویق تیم شهر خود به ورزشگاه‌ها می‌روند و برای برد و باخت آن با شادی و غم به منازل برمی‌گردند. اما هیچ یک از این موارد برای استقلال و پرسپولیس صادق نیست و این دو تیم حتی در شهر اصفهان (که همواره دارای تیم‌های بزرگ و قدرتمند فوتبال بوده است.) نیز طرفداران بی‌شماری دارند. هیچ یک از این دو باشگاه‌ اصالت خود را گاهی حتی در طول فصل نیز حفظ نکرده‌اند و دائماً با تغییرات دامنه‌دار مدیریتی، مربیان و بازیکنان دچار دگردیسی شده‌اند. برای مثال می‌توان تیم پرسپولیس را با مربیگری افشین قطبی در نظر بگیرید؛ یک بار با مدیریت حبیب کاشانی و سال بعد با مدیریت داریوش مصطفوی. دو تیمی که تنها در رنگ پیراهن و بخشی از بازیکنان و مربیان تشابه داشتند و هیچ رنگ و بویی از نشاط و شادابی تیم سال گذشته را در تیم تحت مدیریت مهندس مصطفوی دیده نمی‌شد. استقلال فصل گذشته که نماد مشخص و واضح بی‌ثباتی و پریشانی در فوتبال بود؛ چگونه می‌توان تیم فعلی را با تیم سال گذشته مقایسه کرد.

به نظر من تنها عاملی که این طرفداری‌ها را حفظ کرده است، عادتی کهنه است که با کر‌کری خواندن‌ها و به رخ کشیدن بردها و باخت‌ها به طرفداران تیم رقیب باقی مانده است؛ که اگر این هم نبود واژه‌هایی چون استقلالی و پرسپولیسی در ادبیات ما باقی نمی‌ماند.

عجیب‌تر آن است که فدراسیون فوتبال برای تیم قهرمان هیچ جایزه‌ای در نظر نگرفته است و شادی هواداران و مسئولان باشگاه استقلال تنها برای یک عنوان قهرمانی بدون هیچ دستآوردی می‌باشد.

پی‌نوشت: محمد مایلی‌کهن همچنان جنجال می‌آفریند. او در آخرین اظهارنظر خود در مورد سرمربیگری تیم‌ملی گفته است: " اگر پارتی من برای انتخاب به عنوان سرمربی تیم‌ملی دکتر احمدی‌نژاد بود، حتماً پارتی قطبی، باراک اوباما می‌باشد."

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکلات تلخ

سلام . دیروز و پریروز دیوونه شدم . صفحه ات باز می شد بدون نوشته . هر کاری می کردم نمی تونستم مطلب بخونم یا بنویسم. الان هم که باز شد نمی دونم چی می خواستم بنویسم [نیشخند]

راهبه

من خودم بیشتر پیگیر بازی های خارجی هستم چون از جو فوتبال ایران بدم می یاد..فقط می تونم بگم که مردم ایران در این زمینه هم جو گیرهستند. همان طور که یک ایدئولوژی را بدون تعقل می پذیرند در مورد فوتبال وسایر شئون زندگی هم به همین گونه اند. در کشور های دیگر مثلا" کارگران طرفدار تیمی هستند که برخاسته از جامعه کارگریست و یا فئودال ها به همین گونه ولی در ایران مردم طرفدار تیم هستند که در ورزشگاه بتوانند بیشتر فحاشی کنند ....

روزبه

سلام ... مشکل اساسی ورزش ما ورود سیاسیون و بهره برداری سیاسی از ورزش است نه چیز دیگر. هرگاه که می بریم مشت محکم می زنیم و دماغ استکبار به زمین مالیده می شود و هرگاه بازنده ایم ..... ... در مورد مایلی کهن هم من با اینکه بعضی هرفهایش را در فوتبال می دانم ولی حرکاتش بیشتر به پاچه گیری و خاله زنک بازی می ماند تا درد.

12

سلام تیتر قبلی یهنی که چه؟

12

سلام تیتر قبلی یهنی که چه؟ [متفکر]

الهه

هر چند از قهرمانی استقلال خوشحال نشدم و هر چند بر خلاف نوشته شماست که بگویم اصالتا پرسپولیسی هستم .و دقیقا بدون هیچ انگیزه و معیاری ممنون که آمدید و محتوای کامنتتان ذوق زده ام کرد.

مهسا

با سلام و تشکر از مطالب جالبی که می نویسید. قرار بود ادامه داستان بی پناه رو بنویسید. پس چی شد؟

هِرا

سلام... خوب من كلا دوست دارم مچ بگيرم!!! [نیشخند] ولي تو كه چيز دندان گيري نگفتي! [متفکر] در ضمن... من كاري به اين كارها ندارم.. آبيته.

mouse

این مصطفوی ادم عجیب و جاه طلبیه چقدر جون داره از وقتی صفر ساله بودم یا رئیس فدراسیون بوده یا رئیس باشگاه و هنوز هم با اینکه کلی بارشو بسته دست بردار نیست

بهونه همیشگی

جدیدا تمایلاتم به فوتبال کم شده...شاید به دلیل مشغله کلری و ذهنی زیاده... در ضمن تو مدتی مدرس بودی پس روز مبارک[قلب]