هزینه

خیلی دلم می‌خواد روزی برسه که افراد ماجراجویی که دست به کارهای عجیب و غریب می‌زنند، هزینه اعمالشون رو پرداخت کنند؛ به شخصه احساس می‌کنم خیلی از کارهایی که این روزها عادیه و ما ازشون تعجب نمی‌کنیم، در یه شرایط متفاوت و در حالتی که جامعه تغییر کنه تاوان سختی داشته باشه. اصلاً بحثم س.ی.ا.س.ی نیست ... خیلی اتفاقها تو کشور ما عادیه؛ مثلاً هیئت سر کوچه ما میتونه هر چقدر دلش خواست صدای نوحه‌ش رو بلند کنه یا ... حالا اگه همچین کاری جریمه‌های میلیونی و بازداشت و زندان داشت، آیا همین عده این کار رو می‌کردند ... واقعاً بعید می‌دونم!  هزاران مثال میشه آورد ... اما در طرف دیگه! بعضی وقتها که می‌بینم جوانها برای شادی و خوشی‌شون و با وجود تمامی خطرات احتمالی مهمونی‌ها و عروسی‌ها و جشن‌هاشون رو برگزار می‌کنند، به ذهنم میرسه که چقدر در کارشون مصرّند!!! این همه ریسک کار بالاست و هر لحظه احتمال داره به جای پیست رقص سر از بازداشتگاه و ... در بیارن؛ اما پا عقب نمیگذارن ... از ته دل از این ثابت قدمیشون ( و شاید هم ثابت قدمیمون) کلی حال می‌کنم. یه موقع‌هایی هست که می‌بینم طرف چه استرسی می‌کشه تا اون چیزی رو که لازم داره بخره و بی دردسر بیآره خونه؛ چقدر به کارش علاقه داره و چقدر عشق می‌ورزه که حاضره همچین خطراتی رو تحمل کنه .... البته از ته ته ته دلم آرزوم اینه که کارهای ساده اینچنینی، بدون هزینه باشند و این هیجان نباشه! اما بیشتر از اون دلم میخواد خیلی از کارهای دیگه که الآن از نظرمون ساده میآن پرخطر بشن تا اون وقت ببینم که کی تو میدون باقی میمونه!

/ 3 نظر / 10 بازدید
nazi

جالبه !1چیزایی اینقدر تو کشورمون عادیه که تعجب انگیزناکه!یعنی اگه مثل اون کار رو تو 1کشور دیگه انجام بدی همه از تعجب کف میکنن!

راهبه

سلام خب آره ما ها خیلی وقتها میزنیم به سیم آخر و هر کاری می کنیم ولی بالاخره یکی هم گاهی پیدا میشه که ترمز دستی رو بکشه!!