پراکنده‌هایی از هفته‌ای که گذشت

تعطیلات آخر هفته گذشته رو سفر بودیم؛ جای خیلی‌هاتون (و البته نه همه‌تون!) خالی، خیلی خوش گذشت؛ سه شب رو نوشهر بودیم، تو این سه چهار روز اصلاً به هیچ یک از کارهام فکر نکردم و فقط به اون لحظات و برنامه‌ها توجه داشتم؛ به خاطر همین هم احساس می‌کنم خستگیم کامل در رفته و ذهنم سبک‌تر شده. یکی از مزایای مسافرت همین کندن از دلمشغولی‌های جاری روزمره است که باعث میشه کمی فشار فکریت کم بشه و بعد از برگشت با انرژی بیشتری روی کارها و گرفتاریهات تمرکز کنی.

این روزها یه چیزی که اذیتم می‌کنه احساس معلق بودنه؛ نمی‌دونم آموزشیم کجاست؛ جایی رو که برای گذروندن خدمت سربازیم اقدام کردم، هنوز جواب نهایی رو نداده و میگن تو همین یه هفته ده روز جواب قطعی رو بهم میدن. وضعیت کارم موقع سربازی مجهوله و هنوز جوابی از جاهای مختلفی که باهاشون صحبت کردم نیومده و معلوم هم نیست که حالا حالاها جواب بدن یا نه؛ بدتر از همه محل کار فعلیمه که هیچ واکنشی نشون نمیدن و نه میگن دیگه نمیتونی پاره وقت بیایی و نه میگن می‌تونی بیایی؛ ... به عقب هم که برمی‌گردم می‌بینم تو این 26-27 سال زندگیم، این تعلیق بوده و همیشه در حال انتظار کشیدن بودم، گویا این هم جزء لاینفک زندگی ماست و باید بهش عادت کنیم. (آدم سخت‌گیری نیستم و شرایط رو می‌پذیرم، ولی خوب! اگر اینجا هم غر نزنم که نمیشه!)

"دربارۀ الی ..." رو دوباره دیدم؛ بیشتر پسندیدم و بیشتر ازش فهمیدم. امیدوارم که یه نوشته رو به این فیلم اختصاص بدم؛ ولی ارزش والای فیلم محتاط‌ترم می‌کنه که اون چیزی که در مورد این اثر نوشته می‌شه باید با خود فیلم متناسب باشه، با دقت و ظرافت نوشته بشه! برای همین، باید بیشتر فکر کنم.

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازی

سلام.مسافرت خیلی خوبه اگه واقعا آدم بتونه دل مشغولی هاشو فراموش کنه. درباره الی فوق العاده است.منتظرم درباره اش بنویسی...

نرگس

من هم امشب برای چندمین بار درباره الی را دیدم. راستش اینو مقایسه کن با شاهکاره جناب کیمیایی! واقعا طرفداراش چی فکر می کنن. یا اونا خیلی ... یا اینکه ما خیلی... نمی دونم اصلا درکشون نمی کنم. خیلی بی منطق دفاع می کنن. یک سری به وبلاگم بزن ببین چه قدر داغ کردن همه قاطی قاطی کردن! من بدبخت باید جواب این همه آدم قاطی رو بدم. ظاهرا به نامسشون توهین شده!!!

نوشی

سلام عادل عزیز ازت ممنونم که همیشه به وبلاگم لطف ومحبت داری وحضورت رو دریغ نمیکنی.ازاینکه تو هم مثل من باخانواده به مسافرت میری و فرصتی پیش بیاد کمی تمرد فکرواعصاب میکنی خوشحالم . مسافرت همیشه ودرهرلحظه مفیده بهرشکل که باشه وهرجا که باشه.ازاینکه نوشتی برای سربازی اقدام کردی ازصمیم قلب برات آرزوی موفقیت میکنم گرچه حتما برای همسرعزیزت تحملش بهرطریق که باشه سخته اما امیدوارم هرطورکه میخوای انجام بشه.[گل]

یاسمن

سلام ... خوشحالم که سفر براتون خوب بوده ... در مورد تعلیق هم , بدترین چیزیه که کمابیش هر کدوم از ما به دلیلی دچارش هستیم ... امیدوارم اونچه که براتون پیش می یاد بهترین باشه .[گل]

راهبه

خیلی لذت بخش که "سفر" رو از اعماق وجود بکشی بیاری بیرون و با تمام وجود بغلش کنی....رهایی ذهن از اعماق

مریم

سلام،‌سلام،‌سلام خوب الان با اينكه شما مي خواي بري سربازي،‌ من يك حسي دارم. خدا به همراهت [لبخند]

یلدا

خوبه آدم گاهی از دلمشغولیهاش جدا بشه..... _ تعلیق.. خیلی سخته .. گاهی ترجیح می دم بین اون بده و خوبه.. بده اتفاق بیفته ولی از بلاتکلیفی راحت شم.... ولی به هیچی فکر نکن.. همه چی درس میشه!

شکلات تلخ

1= سلام 2= چرا از اینکه جای همه رو خالی کردی پشیمون شدی و نوشتی نه همتون ؟؟؟ 3= همه ما یک جورایی تو این سی سال گذشته معلقیم. باور کن 4= خوش باش

...

جای من هم خالی؟[نگران] امیدوارم "اینجا" نیفتید سربازیتون رو.... هم سرماش خیلی سرماست هم گرماش... خلاصه اینکه هواش حسابی مرده!