به کجا چنین شتابان ... ؟

چند روز پیش، در روزنامه همشهری مطلب عجیبی خواندم: " در تهران، 22 درصد ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود ... همچنین 70 درصد زوج‌های ایرانی با رضایت کمتر از 50 درصد به زندگی ادامه می‌دهند ... " شاید، جمله اول خیلی تکان دهنده باشد؛ اما آنچه بیشتر من را تحت تأثیر قرار داد، این بود که تقریباً از هر 3 ایرانی، 2 نفر از زندگی مشترکشان راضی نیستند. نغمه‌های غم‌انگیز زیادی از این آمار شنیده می‌شود. به گوش من غم‌انگیزترین نغمه‌ای که رسید، از کودکانی بود که تحت تربیت این مادران و پدران رشد می‌کنند و از کسانی طلب محبت می‌کنند که در بخش مهمی از زندگی‌شان شکست خورده‌اند و ناراضی‌اند. شاید اگر کمی آینده‌تر را ببینیم، جامعه‌ای خواهیم داشت که جوانان آن در دوران کودکی در فضای پر مهر و محبتی زندگی نکرده‌اند و از محبت سیراب نیستند. جوانانی که خود پدر و مادر خواهند شد و این دور باطل و رو به نابودی را ادامه می‌دهند. شاید از این منظر بتوان گفت که آن 22 درصد دارای عملکرد قابل دفاع‌تری هستند ... شاید!

پی‌نوشت1: شاید موضوع این نوشته باب طبع آنی دالتون واقع شود. (یادداشت‌های یک دختر ترشیده) چند روز منتظر ماندم تا شاید او در این مورد مطلبی بنویسد که متأسفانه گویا از این خبر و آمار اطلاعی نداشته است.

/ 23 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

فقط می شه گفت که تلخ است و تلخ است و تلخ!

شکلات تلخ

معمولا آمار رسمی در ایران رو باید در دو ضرب کرد. فاجعه اتفاق افتاده و همه خودشون رو زدن به اون راه. در ضمن گاهی دوست های مجازیت رو برای دردل در نظر بگیر[چشمک]

باراني

سلام عادل عزیز [گل] من فکر کنم این آماری که شما گفتین گوشه‌ي کوچيکي از واقعيت باشه... آمار جدايي بسيار بيشتر از ۲۲ هستش... [ناراحت][ناراحت][ناراحت] متاسفانه چون خانواده مهمترين و اصلي‌ترين مرکز رشد جامعه است بسيار نگران کننده است [نگران]

amir

ترسم در اين دل هاي شب از سينه آهي پر زند برقي ز دل بيرون جهد آتش به جايي در زند ني بي نوا مي بي صفا وقت است اگر در بزم ما ساقي ميي ديگر دهد مطرب رهي ديگر زند ========================== سلام[گل] زیبا نوشتی من هم آپم

سمیه

متاسفانه آمار بدی است !

یلدا

دردناک... ولی واقعی [نگران] اگر این آمار هم واقعی باشد...

یاسمن

سلام ... این آمار مربوط به طلاق های رسمی ایه که به ثبت می رسن . طلاق عاطفی اینروزها رایج تر شده ... پدر و مادری که صرفاَ زیر یک سقف زندگی می کنن ... ولی هیچ رابطه ی عاطفی ای با هم ندارن ... اینو تو یه برنامه ی تلویزیونی شنیدم و حرفهای شما به ذهن من هم اومد ... وای به حال نسل بعدی که در چنین خانه هایی خالی از عاطفه و محبت بزرگ می شن ...

کاوه کیهان

وقتی ایتم های که تو ازدواج مهمه دیگه مهم نیسن ووقتی ازدواج کردن هم یه جور سرگرمی یا یه جوروسیله برای دفع شهوت میشه بهتر ازاین نباید انتظارداشت.. تابعد...

تو جامعه ای که اکثرا خود خواه هستن نباید انتظار آمار بهتری داشت

مریم

سلام از بس که انتخابها آبکی و ظاهربینانه هست، زود از ازدواج به طلاق نمی رسیدیم.