وقتی همه خوابیم، حتی شما دوست عزیز!

نوشتن در مورد فیلم "وقتی همه خوابیم" بدون در نظر گرفتن حواشی مربوط به اکران فیلم در جشنواره غیرممکن است؛ حاشیه‌هایی که در پی نوشته‌های برخی از منتقدین در ویژه‌نامه جشنواره پدید آمد. به نظر من عجیب است که عده‌ای معتقدند همه باید فیلم را بپسندند، چون کارگردانش استاد بیضایی است. البته اولین کسی هم که از این رویه مقدس‌سازی متضرر خواهد شد، شخص آقای بیضایی است.یک فیلم ساخته می‌شود، به اکران در می‌آید و عده‌ای از دیدن آن لذت می‌برند و عده‌ای نه! به همین سادگی ... منتقدین، فیلم، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و سایر عوامل فیلم را به چالش می‌کشند و عده‌ای دیگر هم در دفاع از آن می‌نویسند.آیا چنین هجمه‌ای برای چند خط نوشته قابل پذیرش است؛ نوشته‌ای که به نظر اینجانب به هیچ وجه دربردارنده اهانتی به شخصیت والای بهرام بیضایی نبود؟ اما سؤال دیگری هم مطرح است؛ آیا اگر شخص دیگری "وقتی همه خوابیم" را ساخته بود، این دوستان چنین متعصبانه به دفاع از آن برمی‌خاستند!؟ آیا خیلی از به‌به و چه‌چه‌های پیرامون فیلم، به دلیل جایگاه (البته قابل احترام و اعتنای) کارگردان فیلم نمی‌باشد؟! متأسفانه چنین نگاهی در رفتارهای اجتماعی‌مان نیز به وفور دیده می‌شود که ارزش یک فعل را براساس فاعل آن می‌سنجیم. نکته قابل توجه آن است که حواشی ذکر شده در مورد فیلم و تکفیر منتقدان در جشنواره، آنها (و دیگران) را در نوشته‌های بعدی محتاط نموده است و این احتیاط را به خوبی می‌توان در سطرسطر نوشته‌هایشان حس کرد. تمام این اتفاقات است که ثابت می‌کند فرهنگ پذیرش نظر مخالف را نداریم و برای مقابله با مخالف به هر دستاویزی حتی اتهام زدن به او دریغ نمی‌نماییم.

اما چرا آخرین ساخته بهرام بیضایی به نظر من دلنشین نیست؟

"وقتی همه خوابیم" خیلی گنگ و مبهم شروع می‌شود؛ به طوریکه بیننده تا دقایقی از فیلم گیج و مبهوت یافتن روابط شخصیت‌های داستان است. این شیوه آغاز فیلم سبب می‌شود جزییات ابتدایی فیلم دیده نشد و به دلیل تلاش برای یافتن خط ابتدایی قصه، بیننده نتواند تمرکز لازم را داشته باشد. شاید اگر شروع فیلم واضح‌تر و کندتر بود، آنگاه فیلم بهتر دیده می‌شد.

مورد سؤال‌برانگیز دیگر، دیالوگ‌های "وقتی همه خوابیم" است که بسیار رسمی و با یک ادبیات نامتعارف نوشته شده‌اند. آیا کلام روزمره ما چنین است؟ آیا اهل سینما نیز چنین با یکدیگر سخن می‌گویند؟ به نظر من این شیوه گفتار شخصیت‌ها سبب شد که فیلم بخشی از واقعیت زندگی دیده نشود و تماشاگر با آنها همذات‌پنداری نداشته باشد.

شخصیت‌های فیلم خیلی سفید و خیلی سیاه هستند. این شکل دسته‌بندی اغراق‌آمیز سبب شده است نتوان فیلم را برشی از واقعیت جامعه دید، جامعه‌ای تشکیل شده از آدمهای رنگارنگ، آدمهایی پر از فضایل و رذایل اخلاقی. آیا سینما ما نیز چنین است که عده‌ای کمر به نابودی آن بسته‌اند و جمعی دیگر تنها به اعتلا و سربلندی آن می‌اندیشند؟!

تمامی موارد سبب شدند که در مجموع فیلم خیلی اغراق شده به نظرم آید؛ در حالیکه انتظار می‌رفت از چنین سوژه دست نخورده و نابی، نتیجه دلچسب‌تری حاصل شود.

/ 9 نظر / 9 بازدید
امیر

سلام البته آن اغراقی که به آن اشاره کردید عضو همیشگی فیلمهای بیضایی است و در این فیلم بعضی جاها به درد میخورد.

سیاوش ن.

به نظر من فیلمی بی ایراد و کامل بود. این اغراق ها و دیالوگ های به یاد ماندنی هم در سگ کشی بوده و هم در سایر کار های بیضایی. اصلاً اگر این دیالوگ ها نباشه، دیگه نمیتونیم اخر تیتراژ بنویسیم: کارگردان بهرام بیضایی.

امیر

سلام عادل عزیز با مطلبی بعنوان: یادداشت هایی کوتاه بر ۸ عنوان برتر ۲۰۰۸ سینمای آمریکا آپم حتما سر بزنید

سلام.و من دوسش داشتم.خیلی هم دوسش داشتم.اغراق نیمه اول فیلم کاملا به جا بود چون باید تفاوت های بازی دو گروه رو در می آورد. نمیدونم چرا من اول فیلم با شخصیت هاش مشکل نداشتم و گیج نشدم.تو هوش شما هم که شک ندارم.پس شاید حواستون نبوده. شخصیت پرند پایا سیاه بود یا سفید؟شخصیت شبرخ سیاه بود یا سفید؟

فرناز

سلام. روایت فیلم در فیلم در ضعیف ترین شکل ساختاری هم که باشد باز هم جذاب است.وقتی همه خوابیم هم از این قاعده نباید مستثنی باشد اما هست,حداقل برای تماشاگری که سینما برایش گزینه است برای سرگرمی.این عدم جذابیت و سر رفتن حوصله را از تکان خوردن ها و جابه جا شدن های مردم داخل سینما می شد فهمید! اما خود من دوستش داشتم به خصوص فیلمنامه ای که پرند پایا نوشته بود البته بدون اغراق پایانی داستان.هر چند اغراق های فیلم به نظر من متناسب ساختار کلی فیلم است و به نظرم بعد از سگ کشی نوید اتفاق خوبی است برای تکرار روزهای خوب بهرام بیضایی...شاید وقتی دیگر و مسافران.

فرناز

سلام. روایت فیلم در فیلم در ضعیف ترین شکل ساختاری هم که باشد باز هم جذاب است.وقتی همه خوابیم هم از این قاعده نباید مستثنی باشد اما هست,حداقل برای تماشاگری که سینما برایش گزینه است برای سرگرمی.این عدم جذابیت و سر رفتن حوصله را از تکان خوردن ها و جابه جا شدن های مردم داخل سینما می شد فهمید! اما خود من دوستش داشتم به خصوص فیلمنامه ای که پرند پایا نوشته بود البته بدون اغراق پایانی داستان.هر چند اغراق های فیلم به نظر من متناسب ساختار کلی فیلم است و به نظرم بعد از سگ کشی نوید اتفاق خوبی است برای تکرار روزهای خوب بهرام بیضایی...شاید وقتی دیگر و مسافران.

مرجان

راستش من از فیلم وقتی همه خوابیم خیلی خوشم اومد انتقادهایی که کردید درسته ولی اگه بخواهیم به همه فیلمها اینجور ی نگاه کنیم که هیچ فیلمی بدون نقص نیست! از شروع گیج کننده فیلم خوشم اومد!شخصیتها هم به نظر من نه خیلی سیاه بودن و نه خیلی سفید! نه تنها تو سینما این پارتی بازیها وجود داره بلکه تو کل مملکتمون هم همینه . تو همه زمینه ها! من قصد ندارم با نظر شما مخالفت کنم فقط فکر و ایده خودم رو گفتم

هِرا

از من بپرس...آره . توي سينما و تئاتري كه من درسش رو خوندم دقيقاً به همين شكل يك عده با پارتي بازي و ... به همه جا مي رسند و يك عده هم تلاششان را مي كنند و در آخر سرخورده و نااميد خانه نشين مي شوند. و حالا راجع به فيلم... من هم خوشم نيامد! اين كه ايده فيلم و واقعيت موجود در آن غيرقابل انكار است به كنار، اما ارتباط لازم برقرار نشده بود و من به شخصه اين فيلم رو يكي از ضعيفترين فيلم هاي استاد بيضايي بزرگ مي دونم. كسي كه سگ كشي اش معركه بود و فيلم هاي قديمي اش هم كه ديگه هيچ ...

كويريات

به نظر من هم خیلی اولش بد شروع شد. و در این مورد موافق حرفتون هستم. سوژه جالب بود... و چیزی بود که من راجع به فیلم دوست بدارم. روزی که من فیلم رو تو سینما دیدم به جز من و دوستم فقط 1 نفر تو سینما بود که خوب توقع خیلی بهتری نمی رفت بیشتر باشه. ولی شایدمن هم توقع دیدن فیلم بهتری از بیضایی داشتم