انتحار و انزجار

یه اتفاقات کوچیکی هست که آدم رو بدجوری تکون میده؛ اتفاقاتی که شاید خیلی عادی به نظر برسه، اما عادی بودنش نه از ذاتش، که از تکرار شدنشه! یادم میآد اولین بار وقتی 7 یا 8 سالم بود تو یه فیلم آمریکایی دیدم که خانمی از دوستانش خداحافظی کرد و سوار کامیونی پر از مواد منفجره شد و بعد از ورود به یک منطقه پر از سرباز (شبیه پادگان) خودش و کامیون و تعداد زیادی آدم که اونجا بودند رو، منهدم کرد! از همون موقع اون سکانس فیلم یادمه و حتی یادمه که چندین شب بعد از اون خوابم نمی‌برد. بعد از 20 سال دوباره همون حس اومد سراغم!  ... عکسی رو خبرگزاری تابناک منتشر کرده بود از دو جوان که برای عملیات انتحاری در زاهدان مواد منفجره به خودشون بسته بودند و مدتی بعد از اون، به همراه حدود چهل نفر دیگه تکه‌تکه شدند. یکی از این دو نفر که خیلی کم سن و سال بود، بیشتر من رو به فکر برد؛ چی شده که این آدم به این نقطه رسیده! چی تو ذهنش میگذشته که حاضر شده از جونش بگذره و چنین مرگ خودخواسته و تلخی رو انتخاب کنه؟! تو فکرش این عملیات چه دستآوردی داشته که این کار رو قبول کرده؟!؟! خیلی دلم می‌خواست یکی بود که قبل از عملیات مصاحبه‌ای با این جوون می‌کرد تا سؤالات زیادی که برای من و خیلی‌های دیگه پیش اومده رو ازش می‌پرسید؛ شاید اصلاً این سؤالات می‌تونست اون و چهل نفر قربانی دیگه ماجرا رو نجات بده، شاید می‌شد بهش فهموند هر چقدر هم که اعتقادت قوی باشه، هر چقدر هم که بهت ظلم شده باشه، هر چقدر هم که از شرایط ناراضی باشی، هر چقدر هم ... ، باز هم راه آرامش از خشونت نمی‌گذره. برای اینکه سیستان و بلوچستان روی آرامش و امنیت رو ببینه، باید همه باور کنند که اسلحه و بمب و انفجار و انتحار و کشتن و زدن و ... راهش نیست؛ اون هم وقتی قربانی جون مردم بی‌گناهی باشه که به اندازه کافی طعم تلخ محرومیت و فقر رو چشیدند! اگه تبعیضی هست، اگه بی‌عدالتی هست، اگه هر چی هست که تو از اون به ستوه اومدی، راه اعتراض ایجاد نامنی و رعب و وحشت تو منطقه نیست؛ راه ابراز مخالفت ریختن خون، اون هم خون مردم بی گناه نیست ... حیف که هیچ کسی قدمی برنمی‌داره که با تفکر خشونت‌طلب مبارزه کنه ...

/ 6 نظر / 10 بازدید
nazi

همه چیو گفتی دیگه.چی بگم؟

پرهام

سلام خب هنوز هم میشه جواب سوالتون رو پیدا کنید: برادرهای بسیجی! چی شده که میزنن و می کشن و عین خیالشون هم نیست! حداقل این دو تا کاری که کردن یک لحظه بود. تموم شد و رفت. نیازی نیست بپرسیم با عذاب وجدانشون چی کار می کنن ولی...

راهبه

سلام خب به همون نسبت که آدمهای شست و شوی مغزی و بی منطق در این طرف وجود داره به همون نسبت هم خونریزو جنگ طلب در آن سو.....افراطی ها همیشه و همه جا هستن ونمیشه صرفا چون مخالف شرایط حاکم هستن قابل تایید باشند.......افراط گری در هر سویی تقبیح شده است!!!....

شیما

به نظر من آدمهای این چنین به نهایت باور میرسند که این کار رو می کنند که البته من اسم این باور رو تهجر ، خرافه و جهالت میذارم که با اینطور مغز آدم رو کور میکنه [ناراحت]

امیررضا تجویدی

سلام عادل خان یادداشت بسیار جالبی بود.اخیرا یادداشتاتون آدمو بیشتر به فکر فرو می بره.. متاسفانه چنین اتفاقاتی هیچ توجیه منطقی نداره،بخصوص در مملکت پشت بامی ما که یا از آنورش میفتن و یا از اینورش.آرمان زدگی سراپای وجودمون رو گرفته و اطاعت کورکورانه هم بیشتر و چیزی غمین تر از این هم حتی...

مهدخت

فقط یک اعتقاد قوی می تونه پشت این قضیه باشه . اعتقادی که از نظر من و شما غلطه ولی از نظر اونا راهی بسوی رستگاری .