رمضان

برخی از اطرافیانم به من انتقاد وارد می‌کنند که "بیش از حد در گذشته و با خاطراتت زندگی می‌کنی؛ سریالها و فیلمهای قدیمی را دوست داری؛ به محله‌ای که دوران نوجوانی و کودکیت را گذراندی خیلی علاقه‌مندی؛ و ... " در مقام دفاع بر نیامده و نخواهم آمد. فقط می‌خواهم به لیست بلندبالای انتقادات دوستان عزیزم ماه رمضان را هم اضافه کنم؛ نه ماههای رمضان سالهای اخیر؛ بلکه ماه‌های رمضان کمی دورتر که مختصات آن دعای باصفای سحر و مناجات و ربنای پیش از افطار بود. حالی به حالی می‌شوم وقتی آن روزها را تداعی می‌کنم و افسوس می‌خورم که مثل خیلی موارد دیگر، صفای رمضان از جامعه‌مان رخت بربست. دیگر ماه رمضان به پخش سریالهایش (که غالباً نازل و پوچ هستند) و برنامه‌های گدانوازی! در تلویزیون خلاصه می‌شود؛ دیگر کوچه‌ها و خیابانها بوی رمضان نمی‌دهند؛ دیگر کمتر می‌شنویم که کسی از آمدنش خوشحال شود؛ ... اما من به یاد آن روزهای پر از عشق همچنان رمضان را دوست دارم. آرامشی را در آن می‌یابم که هیچ زمان دیگر آن را نیافته‌ام.

پی‌نوشت1: این نوشته نیک‌آهنگ کوثر بسیار خواندنی است. روایت یک ایرانی دور از وطن از رمضان ... صداقت عریان این نوشته را تحسین می‌کنم.

پی‌نوشت2: بحث تلویزیون دیدن یا ندیدن همچنان باز است؛ برخی از دوستان به آن پیامک زدن یا نزدن هم اضافه کرده‌اند ... از نقدهای منصفانه شما استفاده می‌کنم؛ حتی گاهی خودم را هم در جبهه منتقدان در نظر می‌گیرم؛ بماند که ...

/ 29 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازی

راست میگی والا.ماه رمضونایی که از گشنگی دم افطار غذا هم نمیتونستم بذارم دهنم و فرداش با اینکه مامانم میگفت روزه نگیر باز میگرفتم.... ربنای شجریان.خاطره خوبه اما به شرطی که غرقش نشی گاهی نگاهی و اشکی یا لبخندی کافیه...

تخته خاکستری

من هم معتقدم نشانگان شور دیگر شبیه قبل ها شورآفرین نیستند. حس می کنم همه ی ما دچار اضطراب و روزمرگی طاقت فرسایی شده ایم که مجالی برای نگاه باقی نمانده است.

آزاده از کلبه ی ویوارا

اگر تو در مقام دفاع بر نیومدی من این کارو می کنم چون خودم هم به شدت از خیلی چیزهای قدیمی یاد می کنم..روزهای خوشرنگ مدرسه...روزهایی که خیالی نداشتم به جز بی خیالی...روزهای دانشگاه 21و22و23و24سالگی هایی که چه زو د طی شد و حتی همین پارسال که صدای نازنین شجریان همرنگ لحظه های رمضانم می شد...احساس آراشم ندارم...و این عدم آرامش و امنیت چقدر آزار دهندست..باشد تا روزهایی که می آیند آرامشم دهند

یلدا

با صفای گذشته ها موافقم.. قبلا دعای سحر را دوس داشتم و ربنای افطاری حال خوبی" داشت."

مریم

سلام قبول باشه بعضی از خاطرات خیلی دلنشین هست التماس دعا

یاسمن

سلام ... چه عکس زیبایی گذاشتین ... رنگ آرامش بخشی داره ... دعای سحر برای من هم نوستالژی داره ... حال خاصی بهم دست می ده . ولی حق با شماست ... رمضان هم رنگ باخته این روزها ... منم از اینکه برگشتم خوشحالم و از شما هم ممنونم .

ساناز

سلام نمی دونم واقعا چرا هر سال که می گذره ماه رمضون کمرنگ تر می شه..البته نه توی دل آدما!!ولی ای کاش به همون اندازه که توی دلامون پررنگ بود توی ظاهرم بود..

محمدرضا قهاري

[گل]

سوري

خاطرات گذشته تسکین دردهایی ست که امروز داریم .ولی حیف که سهم ما از اونها فقط یه یادش به خیره !